5- نقاشی ها و مینیاتور:

دسته دیگری از مدارک تاریخی، مینیاتورهای دوران صفوی هستند که در آنها سازهایی مانند سه تار نقاشی شده اند. الا زونیس دراین باره می نویسد: ” در دوره بزرگ نقاشی مینیاتور، سه تار و تنبور از جمله موارد جالب توجه در آن آثار به شمار می آیند. به نظر می رسد سه تار در دوره قاجار، محبوبیت خود را از دست داده بود چرا که اغلب در نقاشی های عصر قاجار وجود نداشته است و شاید به خاطر آن بوده باشد که نوازندگان این ساز به نوازندگی تار مشهور بودند.” (زونیس، 1377: 170 – 168) در برخی دیگر از منابع با استناد به همین نقاشی ها نتیجه می گیرند که سه تار قبل از دوره قاجاریه مورد استفاده قرار نمی گرفته است: ” تار و سه تار در ایران از زمان آقا علی اکبر فراهانی و حسین قلی و میرزا عبدالله شناخته شده است. تصور نمی رود تار و سه تار قبل از دوره قاجاریه مورد استفاده قرار گرفته باشند زیرا در اغلب نوشته ها و نقاشی های باستانی، تصویر تنبور، نی، دف و کمانچه به چشم می خورد ولی از تار و سه تار اثری دیده نمی شود. در عمارت چهل ستون اصفهان بر دیوارهای داخل تالار چند اثر نقاشی از زمان صفویه وجود دارد. این تصاویر، مجلس پذیرایی شاه عباس دوم از محمد خان، امیر ترکستان و شاه عباس اول از محمد ولی خان فرمانده کل ترکستان و شاه طهماسب اول را از همایونشاه پادشاه هندوستان نشان می دهد. در این مجالس پذیرایی، کمانچه، دف، نی و تنبور نقاشی شده ولی تار و سه تار مشاهده نمی گردد. (فرهمند، 1379: 13- 12) ژان دورینگ نیز به این مسئله حضور سه تار در مینیاتورها اینگونه اشاره می کند: “سه تار را می توان همچون نوعی تنبور دانست که تارهای آن را از پایین به بالا با ناخن انگشت اشاره دست راست می نوازند ( تا تاکید بر نت و ضرب قوی حاصل آید). اگر این طرز نواختن قبل از قرن دهم (شانزدهم میلادی) در مورد سازهای زهی از نوع دوتار به کار می رفته پس می توان نتیجه گیری کرد که سه تار – هرچند که شکل ظاهری آن مانند شکل امروزی نبوده باشد- از همان زمان وجود داشته است. در واقع چندین مینیاتور متعلق به قرن دهم به بعد به وضوح، فن اجرای سه تار را با دست راست نشان می دهند.” (دورینگ، 1383؛ 54)

آموزشگاه موسیقی

6- یافته های باستان شناسی:

کهن ترین مدارکی که در مورد سازها در ایران موجود هستند به مدارک باستان شناسی تکیه دارند. این مدارک در حقیقت مجموعه ای از پیکرک های سفالین نوازندگان دوران عیلام میانی متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد هستند که در کاوش های شوش به دست آمده اند. سازهایی که این پیکرک ها در دست دارند دو گونه مشخص را به نمایش می گذارند که یکی سازی با کاسه مدور و دسته ای بلند و دیگری سازی با کاسه کشیده تر و دسته کوتاه است. الا زونیس، پژوهشگر موسیقی در کتاب خود در این باره می نویسد: ” سه تار از میان تمامی سازهای زهی، تاریخی درازتر دارد. پیشینیان این ساز که از خانواده پاندورا هستند در هزاره دوم قبل از میلاد در کنده کاری های خاورمیانه ترسیم شده اند. در ایران نیز یک نمونه آشکارا از پاندورای کهن در قرن هشتم قبل از میلاد، شکل سفالینه از یک مرد که در حال نواختن یک ساز سیمی دسته دراز است را نشان می دهد که در شوش کشف شده است و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود. در دوره های هخامنشی و ساسانیان نشانه ای از پاندورا وجود ندارد. سه تار نیز مثل تنبور در اوایل
دوره اسلامی ظاهر گردید که به همراه عود به تکامل رسید.” (زونیس، 1377: 170 – 168) طبیعتا این اسناد باستان شناختی نمی توانند به ما مشخصا در مورد سه تار، اطلاعاتی بدهند اما می توانند از وجود سازهایی هم خانواده سه تار در حدود هزاره دوم قبل از میلاد در حوزه فرهنگی ایران نشانه هایی را به دست دهند.

 

7- تئوری‌های موسیقایی درباره تاریخ موسیقی دستگاهی:

به منظور روشن تر کردن تاریخچه سه تار می توان در کنار این مجموعه از اسناد تاریخی، به یک یک تئوری نیز در مورد تاریخ موسیقی کلاسیک (دستگاهی) ایران اشاره کرد که توسط محسن حجاریان، اتنوموزیکولوگ ایرانی مطرح شده است. حجاریان معتقد است که موسیقی دستگاهی ایران، طی یک تحول اجتماعی و از ترکیب دو نظام موسیقایی پیش از خود شکل گرفته است. بنابر اعتقاد او در حوزه فرهنگی ایران، پیش از شکل گیری موسیقی دستگاهی، دو فرهنگ موسیقایی مستقل وجود داشتند:
– نظام موسیقایی پردگانی در حوزه شرقی ایران
– نظام موسیقایی دستانی در حوزه غرب ایران
با حمله مغول و در نتیجه پیامدهای اجتماعی پس از آن، این دو نظام در ناحیه غربی با یکدیگر برخورد کرده و حاصل این برخورد، شکل گیری نظام موسیقایی جدیدی است که ما امروز آن را با نام دستگاه (ردیف) می شناسیم. نکته قابل استفاده این تئوری در پژوهش حاضر و موضوع آن، از رابطه تنگاتنگ سه تار و موسیقی دستگاهی نشات می گیرد. همچنین این تئوری می تواند پیش فرض هایی را درباره منشاهای احتمالی این ساز در اختیار پزوهشگران قرار دهد. اگر بپذیریم که شکل گیری موسیقی دستگاهی ایران پس از حمله مغول آغاز می شود شاید بتوان چنین احتمال داد که روند شکل گیری سه تار نیز به عنوان یک ساز مشخص در موسیقی دستگاهی، با این زمان ارتباط ویژه ای داشته باشد. نکته ای که شاید تا حدودی با این نظریه در ارتباط باید توضیحی است که ژان دورینگ درباره مینیاتورهای صفوی ارائه می دهد. او به تکنیک خاص اجرای سه تار که در مینیاتورها دیده می شوند اشاره کرده و نمایش شیوه اجرایی که خاص سه تار است را دلیل وجود سه تار در آن دوران می آورد.

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع