آیا در گذشته تار را بر روی سینه قرار میدادند یا فقط یک ژست برای عکاسی بوده ؟؟

جوابهای مختلفی به این سوال داده شده است که ما را بر آن داشت تا به تحقیق و بررسی این امر بپردازیم . بعضی ها می گویند این شیوه گرفتن ساز به دلیل عکس گرفتن بوده است اما در هنگام نوازندگی مانند امروزی ها تار را بر روی پا می گذاشتند و می نواختند اما این سوال مطرح می شود که چه لزومی داشته است که این کار را کنند؟ چرا که اکثر عکسها از زاویه ای گرفته شده است که نوازنده تمام قد درکادر قرار دارد و می توانسته تار را روی پایش هم بگذارد. از طرفی در نقاشی هایی که از قدما مانند آقا حسینقلی ، آقا علی اکبر و دیگران هست نیز تار را به همین شیوه گرفته اند که در عکسها مشاهده می شود . در نقاشی هایی که مدّت بیشتری باید در آن حالت بمانند تا نقاش بتواند طرح را بکشد و زاویه و کادری در کادر نیست چرا به این شیوه می گرفتند ؟ مثلاً در نقاشی کمال الملک که در آن آقا غلامحسین را کشیده که باز به همان شیوه تار را گرفته است و نشستن شیوه واحدی بوده که تمام نوازنده ها آن را رعایت می کردند. حتی در نقاشی هایی که نوازنده بر روی صندلی نشسته است و می توانسته ساز را روی پا قرار دهد باز به همان شیوه تار گرفته شده است .

اصولاً باید پرسید که چرا نوازنده ای باید هنگام نوازندگی تار را طور دیگری بگیرد و در عکس طور دیگری ژست ساز زدن بگیرد ؟ آیا مقصودشان نشان دادن نوازندگی بوده پس چرا به گونه ای می نواختند که عکس نگرفتند ؟
این عقیده عجیب از کجا پیدا شد ؟ این نظریه بر اساس نقل و قول اساتید گذشته مانند شهنازی و دوامی و امثال ایشان بوده است . در اینجا ذکر این نکته ضروری است که اساساً استناد به اینگونه نقل قولها هیچ ارزش تحقیقاتی ندارد چون صحت این نقل قولها به شرایط زیادی بستگی دارد از جمله شرایط زمان و مکان پرسش ، نحوه پرسیدن ، میزان صداقت نقل قول کننده و شرایط دیگر .

مثلاً در همین مورد فرض کنید که شخصی از استاد شهنازی اینطور می پرسد : استاد چرا آقا حسینقلی تار را روی سینه می گذاشتند مگر عقلشان نمی رسیده که روی پا خیلی راحت تر و بهتر است ؟ مسلماً با تعصبی که استاد شهنازی به پدرشان داشته اند و از طرفی در شرایطی بودند که گذاشتن ساز روی سینه نوعی عقب ماندگی به حساب می آمده پس فوراً در جواب اینطور می گویند : آن زمان امکانات نبوده است و برای اینکه بتوانند عکس بگیرند ساز را روی سینه می گذاشتند اما اگر پرسش اینگونه مطرح شود : استاد آقا حسینقلی چقدر زیبا ساز را روی سینه گرفته اند: آیا همیشه اینطور ساز را می گرفتند ؟ مسلماً جواب مثبت خواهد بود . زمانی که تار روی پا قرار گرفت و نواختن ساز بر روی سینه به فراموشی سپرده شده بود بعضی ها با دیدن عکسهای قدیمی این سوال بر ایشان پیش می آمد که چرا قدما ساز را روی سینه می گذاشتند ؟ و اساتید آنها برای گرفتن عکس .

آموزشگاه موسیقی

نظریه دیگری که نمی دانیم بر چه اساسی یا بر مبنای کدام عکس ارائه شده است این است که چون قدما در حالت ایستاده عکس گرفته اند پس اجباراً ساز را روی سینه گذاشته اند و از طرفی چون ایستاده ساز زدن در شأن اساتید قدیم نبوده است پس در هنگام نوازندگی نشسته ساز می زدند و به این شکل که به مخّده یعنی پشتی تکیه می داده اند و زانو را بالا می آوردند و ساز را بر روی پا می گذاشتند مانند دعانویسان و خطاّطان ، البته این نقل قول از استاد دوامی ست . که در این مورد نیز همان مشکلات ذکر شده وجود دارد . علاوه بر اینکه دعانویسان و خطاطّان کارشان جنبه اجرایی و نمایشی ندارد. پس به هر شیوه ای که بخواهند می توانند بنشینند. اما در مورد نوازنده که جنبه اجرا و نمایش دارد باید اصول زیبایی رعایت شود. البته در همه جا امکان تکیه دادن وجود ندارد و خوشایند و زیبا نیست و به دور از ادب به نظر می آید. اما اگر قدما به این گونه می نشستند بدون اینکه به چیزی تکیه دهند و خوشایند و زیبا نیست و به دور از ادب به نظر می آید. اما اگر قدما به این گونه می نشستند بدون اینکه به چیزی تکیه دهند مانند حاج قربان نوازنده دوتار که بسیار زیباست ولی متناسب با همان موسیقی محلی ست. پس در عکسها هم می توانستند به همین طریق بنشینند و عکس بگیرند اما به خوبی پیداست که سیستم دو زانو نشستن کاملاً متناسب با موسیقی رسمی آن زمان بوده است. تنها عکسهایی که در آن نوازنده ایستاده است.

یکی استاد شهنازی در سن 8 سالگی ست که پدرش در کنارش روی صندلی نشسته است:و دیگری موسی معروفی که مشخص است ساز را در حالت ایستاده فقط برای عکس گرفتن گرفته است. در هیچ عکسی نوازنده در حال تکیه به مخده به حالت دعانویسان دیده نشده است در حالی که در بعضی از عکسها پشتی هم وجود دارد ولی نوازنده ساز را روی سینه گرفته است . عکسهایی هم هست که نوازنده بر روی صندلی نشسته است ولی جالب است که در انجا تکیه نداده است طوری نشسته است که تکیه گاه صندلی در پهلویی قرار گرفته است. اما اعتقاد به ایستاده ساز زدن از کجا آمده است؟ این باور نیز به اصطلاح به قول اساتید گذشته پیدا شده است می توان تصور کرد در پاسخ به این سوال که چرا قدما ساز را روی سینه می گذاشتند استادی گفته باشد برای اینکه باید در مقابل شاه می نواختند و مجبور بودند ایستاده و ساز را روی سینه بگیرند. اما این سوال پیش می آید که تکلیف نوازنده سنتور و کمانچه چه بوده است؟ و دیگر اینکه نقاشی هایی از مجالس شاهی وجود دراد که در آن نوازندگان همگی نشسته ساز می زنند . یا ممکن است برای جواب دادن به این سوال گفته باشند: برای رعایت ادب در نزد شاه همانطور که خود من شخصاً از خانم آقای شهنازی پرسیدم که چرا قدما ساز را روی سینه می گرفتند؟ ایشان پاسخ دادند: برای رعایت ادب که ممکن است برداشت سوال کننده از رعایت ادب ایستاده بودن در مقابل شاه باشد.

اگر به فرهنگ و عرفان خودمان برگردیم می بینیم که رعایت ادب همیشه و همه جا الزامی ست چون همه جا را محضر حق می دانند و در محضر حق رعایت ادب شرط اول سلوک است و این مختص به مجلس شاهان نیست و البته سمبل رعایت ادب در فرهنگ ما دو زانو نشستن و زانوی ادب بر زمین گذاشتن است که به راستی در این شیوه سراسر رعایت ادب و زیبایی شده است .
آیا قدما هنگام نوازندگی ساز را روی سینه می گذاشتند؟
بله. قدما به غیر از عکس، در هنگام نوازندگی هم ساز را روی سینه می گرفتند .

آموزشگاه موسیقی تار

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع