چرا عده ای از هنرجویان محترم قادر به کوک کردن ساز خود نیستند؟

چرا عده ای از هنرجویان محترم قادر به تشخیص ریتم و اصوات موسیقی نیستند؟

چرا عده ای از هنرجویان عزیز قادر به تشخیص دستگاه های موسیقی سنتی نیستند؟

هنگامی که به بررسی وضعیت بسیاری از هنرجویان می پردازیم متاسفانه ضعف زیادی در شناخت و شنیدن آثار موسیقی و درک آن شاهد هستیم و یا می بینیم که در شناخت آثار ساز تخصصی خود، آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و اصوات نیز ناتوانند جواب کلیه سوالات فوق فقر شنوایی است این فقر شنوایی در هنرجو شاید در ابتدا مهم جلوه نیاید ولی در بسیاری از افراد با گذشت زمان باعث سرد شدن هنرجو،عدم اعتماد به نفس و کنار گذاشتن ساز می شود.

یکی از منطقی ترین راههایی که منجر به علاقه مندی انسان به امور مختلف می شود، بوجود آمدن شناخت به آن امر در فرد است.ما تا زمانی که شناختی نسبت به چیزی نداریم علاقه ای نیز به آن پیدا نمیکنیم.هر چه زمان می گذرد و ما در راه شناخت گام بر می داریم به موضوع علاقه مندتر می شویم.

با توجه به مشکلاتی که هنرجو در راه یادگیری موسیقی با آن روبه رو است نظیر مسایل مالی،رفت و آمد به کلاس،زمان کوتاه کلاس و …. اهمیت شنیدن می تواند عاملی باشد برای ترغیب و انگیزه هنرجو به ادامه راه. بر اثر شنیدن آثار موسیقی هنرجو ذوق و اشتیاق هنری پیدا کرده و تمایل به ادامه نوازندگی و فراگیری موسیقی در او افزایش می یابد. از طرفی هر چقدر فرد با علاقه به شنیدن آثار موسیقی بپردازد پس از مدتی ترکیب و جمله بندی آهنگ ها را متوجه خواهد شد.وقتی هنر آموز تفاوت میان زیر و بم ریتم ها و تن صدا را درک کرد و یا صدای مثلا تار را از بین صداهای دیگر تشخیص داد گوش تقویت شده و هوش موسیقایی فرد افزایش می یابد.

شرط اول موسیقی آن است که شنونده کاملا گوش فرا دارد و آماده درک و یادگرفتن باشد.یک سمفونی یا اپرا بدون هدف ساخته نشده و هر جمله موسیقی با جمله بعدی،رابطه محکم و دقیقی دارد.آهنگساز در مدتی که آهنگ اجرا میشود،شنونده را از فراز و نشیب احساسات عبور میدهد و حالات مختلفی در ذهن شنونده بوجود می آورد و به این وسیله آنچه را که از زوایای روح خود الهام گرفته در قلب او جای میدهد.

حال که به اهمیت شنیدن پی بردیم گامی فراتر گذاشته و آماده گوش کردن و درک و دریافت یک قطعه موسیقی خواهیم شد.اما قبل از این باید بدانیم شنیدن چیست؟ گوش کردن چیست؟ و آیا اختلافی بین این دو وجود دارد ؟ و در واقع تفاوت بین شنیدن و گوش کردن را بدانیم.

کلاس آموزش گیتار

بین گوش کردن(listening)وشنیدن(hearing)تفاوت وجود دارد.همواره شنیدن یک امر غیر ارادی است که بصورت تصادفی صورت می پذیرد،مثلا شما بدون اینکه اراده کنید صدای شکستن شیشه را می شنوید.اما در گوش کردن شما از روی عمد و اراده مثلا به صدای حرف زدن مربی خود گوش می دهید.

اشتباه است که فکر کنید گوش دادن، غیر ارادی و یک فرایند طبیعی است و به شیوه هایی که بتوان آن را بهتر کرد، توجه نکنید.

ابعاد دیگر گوش دادن توجه کردن است(attention).در واقع گوش دادن شامل ابعاد دیگری مانند فهمیدن، توجه دقیق، تحلیل و ارزیابی است.

شنیدن، یک فرایند جسمی،میکانیکی پیچیده اما فعالیتی خودکار و بدون کنش است.ممکن است شما صدایی بشنوید بدون اینکه به شکل خود آگاه درگیر آن شوید اما گوش دادن، فرایند تکامل یافته شنیدن است.برای روشن شدن مطلب مثالی میزنم:

وقتی فردی در حال صحبت کردن است شما فقط صدای او را میشنوید.

گوش کردن آن است که صدای فرد را میشنوید و می توانید گفته های طرف مقابل را پردازش کنید، تفسیر کنید و زیرو رو کنید.اما در شنیدن اگر طرف مقابل سوالی از شما راجع به حرف هایش بپرسد نمی توانید پاسخ دهید.

در واقع تفاوت و تشابه میان گوش دادن و شنیدن مانند نسبت فکر کردن و حس کردن است.روشن کردن رادیو و انجام دادن کاری دیگر گوش کردن نیست.

گوش کردن توجه کردن است و این کاری است که انجام دادنش به اشتیاق برای درک مطلب نیاز دارد و روندی بسیار پویا و مشارکتی دارد.

فراموش نکنید:

اگر خوب گوش کنید هم بهتر می فهمید و هم فهمیده ها دقیق تر و ماندگارتر در ذهن می ماند.

بنابراین گوش دادن معنا بخشی به شنیده هاست به این معنی که گوش دادن مستلزم توجه کردن، تمرکز، ترجمه و تفسیر و به خاطر سپاری محرکهای صوتی است. گوش دادن ابزار یادگیری و یک اصل مهم در یادگیری و بخش جدایی ناپذیر برنامه آموزش موسیقی است.

گوش دادن یک ضرورت است و خوب گوش کردن یک هنر

کلاس آموزش پیانو

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع