شکل‌گیری و سال‌های ابتدایی (۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷)

واترز و نیک میسن زمانی که هر دو مشغول تحصیل در رشته معماری در دانشگاه پلی‌تکنیک لندن بودند، یکدیگر را ملاقات کردند. آن‌ها نخستین بار در گروهی که کیث نوبل و کلیف متکلیف به همراه خواهرش تشکیل داده بودند، به نوازندگی پرداختند. کمی بعد، ریچارد رایت که او هم در همان دانشکده درس می‌خواند، به آنان ملحق شد و پس از آن، گروه نام سیگما ۶ را به خود گرفت. گروه در این زمان اجراهایی محدود و خصوصی برگزار می‌کرد؛ در حالی که اعضا در رستوران کوچکی در دانشگاه پلی‌تکنیک لندن تمرین می‌کردند. اعضای گروه در این زمان، آهنگ‌هایی را از گروه سرچرز و آثاری که توسط کن چاپمن، مدیر برنامه‌ها و ترانه‌نویس‌شان، نوشته شده بود اجرا می‌کردند.

در سپتامبر ۱۹۶۳، واترز و میسن به آپارتمانی در نزدیکی دانشکدهٔ خود نقل مکان کردند. در همین هنگام، باب کلوز هم به گروه پیوست و جایگزین رایت به عنوان نوازندهٔ گیتار باس شد. در آن زمان، اعضای گروه نام‌های گوناگونی را بر گروه انتخاب کرده بودند: مگادثز،د ابدبز، د اسکریمینگ ابدبز، لئوناردز لاجرز و اسپکتروم فایو از آن جمله هستند. اما در نهایت نام تی‌سِت به عنوان نام نهایی گروه برگزیده شد. در سال ۱۹۶۳، نوبل و متکلیف گروهی که در واقع خود ایجادکنندهٔ آن بودند را ترک کردند و سید برت به گروه پیوست.برت ۲ سال پیش به لندن نقل مکان کرده بود تا بتواند در دانشکدهٔ هنر کمبرول تحصیل کند. واترز و برت، دوستان دوره کودکی یکدیگر بودند و واترز اغلب برای تماشای گیتار نوازی برت به خانهٔ مادر برت می‌رفت. میسن به خاطر می‌آورد که: «توی اون دوره‌ای که همه می‌خواستن به شیوه‌ای نوجوانانه اما مأخوذ به حیا و متین، باحال و جذاب جلوه کنن، برت به طرز غیرمرسومی صمیمی و اجتماعی بود. تا اونجایی که حافظه‌ام یاری می کنه، در اولین برخورد، اون بود که جلو اومد و خودشو به من معرفی کرد.»

زمانی که نوبل و متکلیف «تی‌ست» را ترک گفتند، باب کلوز برای جبران این خلأ کریس دنیس که تکنسین نیروی هوایی سلطنتی بود را به گروه معرفی کرد.در دسامبر ۱۹۶۴، گروه توانست نخستین جلسه ضبط خود را به صورت رایگان در استدیویی در منطقه همپستید غربی برگزار کند که از طریق یکی از دوستان ریچارد رایت امکان‌پذیر شده بود. رایت که در حال استراحت از فعالیت‌های درسی‌اش بود در این جلسات شرکت نکرد.در سال ۱۹۶۵، زمانی که نیروی هوایی کریس دنیس را برای پستی در بحرین فراخواند، برت تبدیل به رهبر گروه شد. در اواخر همان سال بود که گروه اجراهای متعددی در کانتاون کلاب که در نزدیکی دبیرستانی به نام کینگستون واقع شده بود را برگزار کرد. آن‌ها معمولاً از اوایل نیمه‌شب تا حوالی صبح به اجرای قطعه‌هایی که حدود ۹ دقیقه طول داشتند، می‌پراختند در اواسط سال ۱۹۶۵، باب کلوز به دلیل فشار والدین و پس از مشاوره با یکی از استادانش در دانشگاه، از گروه خارج شد و برت تبدیل به نوازنده اصلی گیتار در گروه شد. اعضای گروه در اواخر سال ۱۹۶۵، نام «آوای پینک فلوید»را بر گروه نهادند؛ چون برت در جریان یکی از کنسرت‌ها، با گروه دیگری که آن هم تی‌ست نام داشت، برخورد کرده بود و به همین دلیل تصمیم گرفت نام گروه را عوض کند. نام پینک فلوید، در اصل از نام دو موسیقیدان بلوز به نام‌های فلوید کانسل و پینک اندرسون برگرفته شده بود که از نوازندگان سبک پیمونت بلوز به حساب می‌آمدند برت آلبومی از یکی از موسیقی‌دانان سبک پیمونت بلوز به نام فولر بلایند بوی داشت که «پل اولیور» تاریخ‌نگار و نویسندهٔ این سبک در آن یادداشتی نوشته بود که برت نام جدید گروه را از آن اقتباس کرده بود:

«کورلی ویور و فرد مک مولن، (…) پینک اندرسون یا فلوید کانسل – آنان گروه کوچکی از موسیقیدانان بسیاری هستند که نوای‌شان در تپه‌ها و دشت‌های پوشیده از درخت پیمونت شنیده می‌شد یا همراه با نهرها درون دشت‌های پر از درخت می‌پیچید…»

برنامه‌های اجرای پینک فلوید در این زمان بیشتر شامل کارهای ریتم اند بلوز می‌شد. به مرور، آن‌ها مبالغی از پیش‌فروش و رزرو بلیت‌های کنسرت دریافت کردند. یکی از تماشاگران کنسرت‌های گروه پیتر جنر پیتر جنر بود؛ یک مدرس مدرسه اقتصاد لندن که جذب اصوات خاصی شده بود که برت و رایت خلق می‌کردند. او به همراه دوست و شریک تجاری‌اش اندرو کینگ، تبدیل به مدیر برنامه‌های پینک فلوید شد. این دو تجربهٔ چندانی در صنعت موسیقی نداشتند و به پشتوانهٔ مبلغی که کینگ سرمایه‌گذاری کرده بود، شرکتی کوچک به نام «سرمایه‌گذاری بلک‌هیل» را پایه‌گذاری کردند که در زمینهٔ مدیریت گروه‌های موسیقی فعالیت می‌کرد. در این زمان، پینک فلوید بیش از ۱٬۰۰۰ پوند به دست آوردند که بیشتر آن صرف خرید آلات موسیقی جدید شد. کمی بعد، جنر به اعضا پیشنهاد کرد که نام آوای پینک فلوید را به پینک فلوید تغییر دهند و این موضوع مورد پذیرش واقع شد. در زیر چتر راهنمایی‌های کینگ و جنر، پینک فلوید تبدیل به عضوی از جنبش موسیقی زیرزمینی لندن شد. در حین اجراهای پیاپی در کانتداون کلاب، آنان آغاز به کار کردن با وسایل جدید موسیقی و خلق نوعی نمایش بصری اولیه توسط نور کردند که با استفاده از اسلایدهای رنگی و نور خلق می‌شد. ارتباطات کینگ و جنر به مطبوعات باعث شد آن‌ها توجه بیشتری به پینک فلوید کنند و برای مثال، مقالاتی در فایننشال تایمز و ساندی تایمز در مورد گروه چاپ شد. در مقاله ساندی تایمز آمده است:

«در مراسم آغاز به کار مجلهٔ آی‌تی، یک گروه پاپ به نام پینک فلوید به اجرا پرداخت که موسیقی عجیبی را اجرا کردند و تصاویر عجیب و غریبی پشت سر آن‌ها و بر روی یک پرده بزرگ تابانده می‌شد… بسیار روان‌گردانه بود.»

در سال ۱۹۶۶، اعضای گروه رابطهٔ اقتصادی خود را با بلک هیل اینترپرایزز تحکیم بخشیدند و جنر و کینگ هر کدام ۱ قسمت از شش‌دانگ سهم گروه را از آن خود نمودند.در اواخر ۱۹۶۶ به مرور قطعه‌های آر اند بی در اجراهای گروه جای خود را به کارهای ابتکاری برت دادند که بسیاری از این قطعات در نهایت در آلبوم نخست پینک فلوید جای گرفتند. در این دوران، موسیقی پینک فلوید برای بسیاری عجیب و غیرقابل درک بود. برای مثال، زمانی که گروه در یک باشگاه موسیقی برای جوانان کاتولیک برنامه اجرا کردند، صاحب باشگاه از پرداخت دستمزد به آن‌ها سرباز زد؛ چون فکر می‌کرد آنچه اجرا کردند، اسمش موسیقی نیست. زمانی هم که گروه علیه صاحب باشگاه در دادگاه ادعایی را مطرح کردند، یک قاضی محلی به نفع صاحب باشگاه رای داد. به هر حال اعضا در یوفو کلاب نسبت به قبل پول بیشتری دریافت می‌کردند. اجراهای برت بسیار پرجنب و جوش بود. نیکولاس شافنر (یک نویسنده بیوگرافی): «جهش به اطراف… دیوانگی! … ابتکار و بداهه نوازی … باعث می‌شد تا از محدوده‌ها عبور کنند و به زمینه‌های جدیدی پای بگذارند که … بسیار جالب و مجذوب کننده است. از جمله کارهای منحصر به فردی است که دیگران انجام نمی‌دهند.»

کلاس آموزش پیانو

امضای قرارداد با ایمی

در سال ۱۹۶۷، پینک فلوید به مرور توانست به یکی از جریان‌های مد روز در صنعت موسیقی تبدیل شود. زمانی که گروه در حال مذاکره با کمپانی‌های ناشر موسیقی بود، جو بوید، بنیان‌گذار یوفو کلاب و یکی از موسسان آی‌تی، و همچنین یکی از مدیران گروهی به نام برایان موریسون، اوضاع را برای ضبط چند آهنگ در سوند تکنیکز در وست همپستید فراهم نمودند که آهنگ‌های «آرنولد لین» و «آبنبات و یک کیک کشمشی» از این جمله بودند و در ۲۹ ژانویهٔ ۱۹۶۷ ضبط شدند.سه روز بعد، پینک فلوید قراردادی با کمپانی ناشر ایمی تنظیم کردند و مبلغ ۱،۵۰۰ پوند به دست آوردند. کلمبیا رکوردز، ناشری که از زیرمجموعه‌های ایمی به حساب می‌آمد، در ۱۰ مارس ۱۹۶۷ «آرنولد لین» را به عنوان نخستین تک‌آهنگ پینک فلوید عرضه کرد.اشعار «آرنولد لین» در رابطه با یک دگرپوش جنسی بود که باعث شد پخش این آهنگ در تعدادی از ایستگاه‌های رادیویی ممنوع شود. اما «آرنولد لین» توانست به رتبه بیستم در جدول فروش تک‌آهنگ‌ها در بریتانیا دست پیدا کند که موفقیت بزرگی برای گروه به حساب می‌آمد.

ایمی-کلمبیا دومین تک‌آهنگ گروه که «نواختن امیلی را ببین» نام داشت را در ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷ منتشر کرد که فروش بهتری نسبت به «آرنولد لین» داشت و توانست به رتبه ۶ جدول فروش تک‌آهنگ‌ها دست پیدا کند.پس از این موفقیت، برت و واترز به برنامهٔ نگاه هفته بی‌بی‌سی دعوت شدند و به سوالات هانس کلر، مجری برنامه، پاسخ گفتند. همچنین گروه به برنامهٔ بسیار پرطرفدار دیگر بی‌بی‌سی به نام بهترین‌های پاپ دعوت شد و اجرایی نیز داشت. پینک فلوید دوبار دیگر برای اجرا دعوت شد و در بار سوم بود که نخستین علائم بیماری روانی سید برت آشکار شد. او در اوایل ۱۹۶۷، مرتباً از مادهٔ توهم‌زای ال‌اس‌دی استفاده می‌کرد. میسن او را «بی تفاوت نسبت به هر چیزی که اتفاق می‌افتاد» توصیف می‌نمود.

نی‌زن بر دروازه‌های سپیده‌دم

موریسون و یکی از تولیدکنندگان ایمی به نام نورمن اسمیث، برای ضبطی جدید با پینک فلوید مذاکراتی انجام دادند که به نتایجی رسید. از جمله آنکه قرار شد گروه نخستین آلبوم خود را در استدیوهای ئی‌ام‌آی ضبط کنند. میسن به یاد می‌آورد که این جلسات بدون دردسر به پایان رسیدند اما اسمیث به خاطر دارد که برت حاضر نبود انتقاد و پیشنهادهای او را بشنود. نی‌زن بر دروازه‌های سپیده‌دم، نخستین آلبوم پینک فلوید، در اوت ۱۹۶۷ توسط ایمی-کلمبیا عرضه شد. آلبوم توانست تا رتبهٔ ۶ جدول صعود کند و ۱۴ هفته تمام در جدول باقی بماند. پینک فلوید همچنان به اجراهای پرازدحام در یوفو کلاب ادامه می‌داد، اما به مرور سلامت روانی برت رو به وخامت می‌نهاد که نگرانی دیگر اعضای گروه را برانگیخت. گروه در ابتدا امیدوار بود که برت پس از مدتی سلامتی خود را باز یابد؛ اما سایرین تا این اندازه، خوش‌بین نبودند؛ از جمله جنر و دستیارش، جون چایلد، که به خاطر می‌آورد: «روزی من او[برت] را در رختکن پیدا کردم و او … اصلاً در حال خود نبود. من و راجر واترز او را سرپا کردیم،[و] تا روی صحنه همراهی‌اش کردیم. گروه شروع به نواختن کرد اما سید فقط آنجا ایستاده بود، گیتارش را نزدیک گردنش گرفته بود و حرکتی نمی‌کرد.»

پس از مدتی، اجراهای گروه یکی پس از دیگری لغو می‌شدند. از جمله مهمترین آن‌ها، اجرای مهم گروه در فستیوال مشهور جز و بلوز ملی بود. یک بار، کینگ ترتیب مصاحبه‌ای را داد که برت در آن به شدت از خستگی عصبی رنج می‌برد.کمی بعد واترز از روانپزشک مشهوری به نام آر. دی. لینگ وقت گرفت تا برت را معاینه کند. راجر سعی کرد شخصاً برت را به مطب پزشک ببرد اما او حاضر نشد از خودرو خارج شود. مدتی اقامت در جزیره فرمنترا به همراه دکتر «ساموئل هات» (موسیقیدان و پزشک متخصص در ترک اعتیاد) نیز، بهبودی چندانی در پی نداشت. هیچ نشانه‌ای مبنی بر بهبود برت دیده نمی‌شد اما گروه مجبور بود در ماه سپتامبر تعدادی اجرا در اروپا داشته باشد و به دنبال آن در ماه نوامبر، نخستین تور آن‌ها در ایالات متحده آغاز می‌شد. در طول این تور اوضاع برت به مراتب بدتر شد. او میزبانان خود را با جواب ندادن به سوالاتشان و خیره شدن به آسمان گیج می‌کرد. در یکی از اجراهایی که قرار بود «نواختن امیلی را ببین» در آن اجرا شود، برت حتی لب‌های خود را تکان هم نداد. پس از مدتی برآشفتگی در گروه، کینگ باقی‌مانده تور در ایالات متحده را به سرعت لغو کرد و اعضا را به لندن بازفرستاد. مدت کوتاهی پس از بازگشت، آن‌ها جیمی هندریکس را در برگزاری توری در انگلستان همراهی کردند اما هر چه که از تور می‌گذشت، افسردگی و ناسلامتی روانی برت اوضاع را وخیم‌تر می‌کرد تا جایی که در ماه دسامبر، شرایط گروه به مرحلهٔ بحران رسید و اعضا سعی کردند با استخدام یک نوازندهٔ جدید رشته کار را بار دیگر به دست بگیرند.

کلاس آموزش گیتار

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع