دستگاه موسیقی ایرانی یا به شکل خلاصه دستگاه اصطلاحی در موسیقی سنتی ایرانی است
که به مجموعه‌ای از چند نغمه (گوشه) اطلاق می‌شود که با هم در گام، کوک، و فواصل نت هم‌آهنگی دارند.
بیشتر منابع معاصر هفت دستگاه را بر می‌شمرند
و علاوه بر آن، پنج آواز نیز مطرح می‌کنند که هر کدام زیرمجموعهٔ یکی از این هفت دستگاه است.
این دستگاه‌ها عبارتند از شور، همایون، سه‌گاه، چهارگاه، راست‌پنج‌گاه، نوا و ماهور.

لفظ «دستگاه» به عقیدهٔ بیشتر نظریه‌پردازان، اشاره به موقعیت دست روی دستهٔ سازهایی نظیر تار و سه‌تار دارد
(یعنی متشکل است از دست + «گاه» به معنی موقعیت، مثل «ایستگاه» یا «پاسگاه»).
با این حال عده‌ای نیز معتقدند که گاه در واقعه ریشه در «گات» دارد و آن را به متون اوستایی مرتبط می‌دانند.
پیروان دیدگاه اول، اشاره می‌کنند که به پرده‌های ساز نیز در گذشته «دستان» گفته می‌شود
و لذا نام دستگاه‌ها (نظیر سه‌گاه و چهارگاه) به قرار گرفتن دست روی این دستان‌ها اشاره دارد.

تا پیش از جدایی موسیقی ایران از موسیقی عثمانی، موسیقی در تمام این نقاط بر اساس مقام‌ها توضیح و آموزش داده می‌شد.
شروع جدایی موسیقی ایران از عثمانی احتمالاً به دورهٔ تیموریان بر می‌گردد.

در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی (مصادف با حکومت ایلخانیان و تیموریان در ایران)، در موسیقی شرق آناتولی مفهوم مقام رشد پیدا می‌کند
و این موسیقی، با آنچه در ایران و هرات (افغانستان امروزی) نواخته می‌شده تفاوت پیدا می‌کند
از دید رافائل کیزوتر، همزمان با این تحولات موسیقی ایران به واسطهٔ ارتباط با غرب، تصمیم به تغییر اساسی در تئوری موسیقی خود می‌گیرد
و تنها نام دوازده مقام و شش آواز اصلی را نگاه می‌دارد
و برای تمام مفاهیم دیگر نام‌ها یا مقولات فارسی می‌سازد تا جایگزین مقولات عربی کند.
یکی از نتایج این تحولات، پیدایش دستگاه موسیقی  (به عنوان نوع جدیدی از تقسیم‌بندی ملودهای موسیقی ایرانی است).

آموزشگاه موسیقی

واژه «دستگاه» به احتمال زیاد از زمان سلسله قاجاریه در موسیقی ایرانی معمول شده‌است.
این کلمه که در حقیقت جایگزین واژه «مقام» گردیده، خود از دو کلمه «دست» و «گاه» ترکیب یافته‌است.
در موسیقی قدیم ایران، «گاه» به معنای پرده ساز بوده‌است؛
بنابراین دستگاه موسیقی یعنی چگونگی قرار گرفتن انگشتان دست بر روی پرده‌های ساز که در هر مقامی شکل خاص خود را دارد.

هنر والای دستگاه موسیقی ریشه در فرهنگ هویت ملی ما دارد که بخش عمده‌ای از آن درادوار تاریخی حفظ و نگهداری می‌شود
و طبیعتاً با شعرهای عرفانی و فلسفی که برگرفته از بزرگان ما است ارتباط و وابستگی دارند
پس بنابراین نمی‌توان هیچ گونه ایرادی به آن گرفت اما متأسفانه عملاً می‌بینیم تنها چیزی که از صدا و سیما پخش نمی‌شود این نوع موسیقی است.
موسیقی می‌تواند راهکاری برای شناساندن ادبیات و فرهنگ موسیقایی ما باشد
اما در قبال آن موسیقی بی‌هویت با عنوان موسیقی رسانه پخش می‌شود.

البته ناگفته نماند یک تعداد از موسیقی‌هایی که از رسانه ملی پخش می‌شود مناسبتی است
و آداب و عادات فرهنگی ما را معرفی می‌کند اما باید دید «رسالت هنر» چیست!،
که به اعتقاد من رسالت این هنر که جهانشمول هم می‌تواند باشد اعتلای انسانیت است.

بهترین آموزشگاه موسیقی در تهران

یعنی با ایجاد یک آموزشگاه هنری می توان مانع چندین بزهکاری بود.
پیش از آنکه آقای معلم ریاست دفتر موسیقی سازمان صدا و سیما را برعهده بگیرند
من به اتفاق آقایان دکتر سریر، دکترشاهین فرهت ومجید انتظامی به عنوان اعضای شورای عالی موسیقی صدا و سیما در سازمان همکاری می‌کردیم
و به عنوان وظیفه، سعی در جهت اعتلای موسیقی داشتیم که متأسفانه این شورا را به بهانه کمبود بودجه تعطیل کردند.
یک جامعه بواسطه فرهنگش معرفی می‌شود اما متأسفانه آنچه مد نظرصداو سیما نیست
فرهنگسازی برای موسیقی ردیف دستگاهی و اصیل ایرانی است.

ما از صدا و سیما انتظار داریم نه تنها یک شبکه بلکه شبکه‌های دیگری را درجهت شناساندن، اجرا و آسیب شناسی هنرها راه‌اندازی کنند
اماچنین چیزی هیچگاه وجود نداشته و درواقع می‌توان گفت اگر دستگاه موسیقی را از صدا و سیما بگیرند عملاً کمیت آن لنگ خواهد بود.
اخبار و دیگربرنامه‌های رسانه باموسیقی همراه است اما نباید از این هنر به عنوان درز گیر و بتونه استفاده کرد.

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع