موسیقی را میتوان حاصل احساسات و اندیشه انسان و نشان دهنده آن چه در وی میگذرد میباشد.
هنگامی که خسته از فعالیت های روزانه به استراحت میپردازید یک آهنگ آرام بخش میتواند شما خستگی را از شما بگیرد.
واژه موسیقی ریشه ای یونانی دارد.
این واژه در دوره عباسی با تاسیس بیت الحکمه کم کم وارد زبان عربی شد و جایگزین کلمه غنا در غربی شد.

خوارزمی نیز در نوشته های خود از واژه موسیقی استفاده کرده و آن را اینگونه تعریف کرده:
موسیقى به معنى پیوند آهنگ‌هاست… .
تعریف سادهٔ موسیقى یا صداهاى موسیقایی، صداهاى خوشایندى مى‌شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت مى‌کند.
در اصل منظور وی از صدای خوش آیند صدایی است که نظم خاصی را پیروی میکند.

فیتاغورث نیز معتقد بود که عدد اصل آفرینش است.
وی در مورد موسیقی نیز همین عقیده را داشت و نسبت ها و اعداد را در موسیقی یک اصل میدانست.
در نظر او هر هر چیزی درد افرینش عددی دارد حتی کره ها و اجرام اسمانی نیز از اعداد پیروی میکنند.
وی معتقد بود نواها باید نسبت های معینی باهم داشته باشند.
و از همین نسبت ها و اختلاف آن ها است که نغمه ها و آوازهای مختلف ساخته میشود.

آموزشگاه موسیقی شمال تهران

ابوعلى‌ سینا مى‌گوید:
موسیقى علمى است ریاضى که در آن از چگونگى نغمه‌ها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگى زمان‌هاى بین نغمه‌ها بحث مى‌شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد.

فارابی نیز ددر کتاب احصاالعلوم خود از موسیقی یاد کرده است.
وی میگوید :
یکى علم موسیقى عملى و دیگرى علم موسیقى نظری. امروزه نیز این تقسیم‌بندى در موسیقى وجود دارد.

افلاطون اما موسیقی را با اخلاق پیوند میدهد.
وی میگوید:
موسیقى یک ناموس اخلاقى است که روح و جهانیان و بال به تفکر، و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی، و حیات به همه مى‌بخشد.

اما شاید بتوان زیباترین تعریف موسیقی را از زبان یک موسیقی دان شنید.
بتهوون که با سمفونی های خود معروف است در جایی میگوید:
موسیقى مظهرى است عالى‌تر از هر علم و فلسفه‌ای.

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع