تأثیرپذیرى هنر موسیقى ایران از هنر آشور، تا دوران کوروش هخامنشى ادامه داشته است.
در دوران هخامنشی، موسیقى در قالب موسیقى مذهبی، موسیقى رزمى و موسیقى بزمى اجراء مى‌شده است.
موسیقى مذهبى یا گات‌ها با سرود و آهنگ مخصوص خود اجراء مى‌شده است.
سنت گات‌خوانى هنوز در میان موبدان زرتشتى کرمان شنیده مى‌شود.

موسیقى رزمى در هنگام جنگ بصورت سرود اجراء مى‌شده و نیز از شیپور براى اعلام حرکت استفاده مى‌شده است.
این سرودها، حس شجاعت و دلیرى سربازان را تحریک مى‌کرده است.
موسیقى بزمى نیز از دیرباز در تمدن ایران وجود داشته و سازهاى ویژه و شیوهٔ اجراء خاص خود را داشته است.
در شاهنامه فردوسى نیز اشاره‌هاى فراوانى به سازهاى بزمى و نغمه‌ها و الحان موسیقى شده است.

در دوره هخامنشى بطور کلى دو نوع اسباب و آلات موسیقى (بزمى و رزمی) وجود داشته
که عبارتند از: شیپور، نی، بربط، تنبک، کوس، کرنای، سورنای، طبل، دهل، جام، جلجل، خرمهره، دمامه، خم، گاودم، ناقوس و سنج.

پس از حملهٔ اسکندر در زمان سلوکیان و اشکانیان ایران تحت تأثیر تمدن یونان واقع شد
و تحولى در عرصهٔ موسیقى اتفاق افتاد.
اما در حقیقت پایه‌ریزى موسیقى ایران به دورهٔ ساسانیان باز مى‌گردد
و اسناد اولیهٔ موسیقى ایران متعلق به این دوران است.

آموزشگاه موسیقی

از امپراتورى خسروپرویز و شکوه دربارش بسیار گفته شده؛ وى از موسیقى‌دانان حمایت مى‌کرده؛
از مهمترین موسیقى‌دانان این دوره رامتین، بام شاد، باربد، نکیسا، آزاد و سرکش بودند که هنوز نامشان باقى است.
از میان این‌ها باربد برجسته‌ترین چهره بود و داستان‌هاى زیادى بعدها دربارهٔ مهارت او در نوازندگى و آهنگ‌سازى نقل کرده‌اند.

تنظیم و سازماندهى سیستم موسیقایى یعنى هفت ساختار مقامى معروف به خسروانى و سى مقام اشتقاقى (لحن) و سیصد و شصت ملودى را به او نسبت مى‌دهند.
شمار آنها با تعداد روز در هفته، ماه و سال تقویم ساسانیان برابر بوده است.
امروزه به‌درستى معلوم نیست که این مقام‌ها و آهنگ‌ها چه بوده‌اند؛
اما نام‌هاى بعضى از این ‌آهنگ‌ها توسط نویسندگان دورهٔ اسلامى ذکر شده؛
نام‌هایى چون کین ایرج، کین سیاوش که شاید اشاره به حوادث تاریخى داشته‌اند و اسامى چون باغ شیرین و باغ شهریار که شکوه دربار را نشان مى‌داد،
و نیز اسامى چون سبز بهار و روشن چراغ را بکار مى‌بردند.
اما دربارهٔ آن آهنگ‌سازى‌ها اطلاعات درستى در اصول نظرى آن دوران وجود ندارد.

ورود اسکندر مقدونى به ایران، آغاز دوران ورود فرهنگ و تمدن یونان به ایران بود.
او شاگرد ارسطو و از علاقمندان فلسفه به شمار مى‌رفت.

در آن دوران فلسفه و موسیقى در جوار همدیگر مطرح مى‌شدند
و کمتر کسى بود که فلسفه بداند ولى با موسیقى آشنایى نداشته باشد.
برخى از نویسندگان غربى معتقد هستند که تأثیرپذیرى یونانیان از ایرانیان بیش از تأثیرپذیرى ایرانیان از یونانیان بوده است.
در شاهنامه فردوسى نیز در چند مورد که مربوط به اسکندر است، به نام چند ساز اشاره شده است.
مانند: نای، کوس، تبیره، کرنای، درای، رود.

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست
Call Now Buttonتماس سریع